الشيخ رسول جعفريان

31

دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى )

دريا ، كشتى يك شبانه روز قطب را فراموش ، راه مستقيم را از دست داده ، در بحر بى پايان اسود راه را گم كرده ، يك تخته‌اش از شدت امواج شكست خورد ، فوراً نجار اصلاح نمود . از كثرت اوقات تلخى اجزاى كشتى هم زهرشان را به حاج بيچاره مىريختند تا هر وقت كه فرياد و شيون از اهل كشتى بلند مىشد ، اجزاى بى رحم با شلاق بالاى سر بيچارگان حاضر يك طرف مشرف به هلاك ، يك طرف سرماى هوا ، يك طرف انقلاب دريا ، يك طرف صدمه گرسنگى و پريشانى . در چنين حالى يك نفر از رفقاى محترم ما دفعتاً به اسهال سخت در صفحهء بالاى كشتى دچار ، تا به آن درجه اسهال شد كه صفحهء به آن عظمت كشتى را يك دفعه ملوَث و متعفَن ساخت و جاورين آن بزرگوار ؛ از عامه و خاصه مسلمه مرگ و غرق را فراموش كرده اجماعاً فرياد واعفونتاه بلند نمودند . اجزاى كشتى اجتماع نمودند . خواستند آن رفيق شفيق ما را به بهانهء بردن به مريض خانه به درياى عدمش غرق نمايند . رفقاى بيچاره همّت كرده فوراً دماغها را كهنه چپانده [ 17 ] وى را تطهير و تنظيف و به چالاكى تغيير جا و مكانش دادند و به زور و قهر زنده‌اش نگاه داشتند . اما مدّت سه شبانه روز مُغمى عليه افتاد . كار اسهالش را هم از فوق و تحت اتصال زمانى پيدا كرد و بيچاره رفقا هم همه گرفتارىها را به كنار گذاشته ، خود را وقف توجهات وى فرمودند تا زنده‌اش به كنار رساندند . على اىّ حال ، سه شبانه روز هنگام امتداد طوفان در آن درياى سياه بىپايان در آن كشتى لنگ پوشيده ، نجس عالمى بر ما گذشت كه خدايا ! احدى نبيند كه هر وقت متذكر مى شوم انقلاب حالت حاصل مىكنم .